ترنم بصیرت
محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ...
آخرین مطالب
لینک دوستان
+ نویسنده مجید عینی در سه شنبه چهارم آذر 1393 |


امروز پدری ترکش خورد!
+ نویسنده مجید عینی در دوشنبه چهارم اسفند 1393 |
با عرض پوزش از فرزندان شهدا طرف مسئول کاروان شهدا بود می‌گفت: پیکر شهدا رو واسه تشییع می‌بردن؛ نزدیک خرم آباد دیدم جلو یکی از تریلی ها شلوغ شده، اومدم جلو دیدم یه دختر ۱۴،۱۵ ساله جلو تریلی دراز کشیده، گفتم: چی شده؟ گفتن: هیچی این دختره اسم باباشو رو این تابوت ها دیده گفته تا بابامو نبینم نمیذارم رد شید بهش گفتم : صبر کن دو روز دیگه می‌رسه تهران معراج شهدا، برمیگردوننشون گفت: نه من حالیم نمیشه، من به دنیا نیومده بودم بابام شهید شده،باید بابامو ببینم تابوت هارو گذاشتم زمین پرچمو باز کردم یه کفن کوچولو درآوردم سه چهارتا تیکه استخوان دادم؛ هی میمالید به چشماش، هی می‌گفت بابا،بابا… دیدم این دختر داره جون میده گفتم: دیگه بسه عزیزم بذار برسونیم گفت: تورو خدا بذار یه خواهش بکنم؟ گفتم: بگو گفت: حالا که میخواید ببرید به من بگید استخوان دست بابام کدومه؟ همه مات و مبهوت مونده بودن که میخواد چیکار کنه این دختر اما… کاری کرد که زمین و زمانو به لرزه درآورد… استخوان دست باباشو دادم دستش؛ تا گرفت گذاشت رو سرش و گفت: “آرزو داشتم یه روز بابام دست بکشه رو سرم” . . . چقدر ما به شهدا مدیونیم…

الکی مثلا من بابا دارم…

 

+ نویسنده مجید عینی در پنجشنبه نهم بهمن 1393 |
 آقا و دلدادگی دخترانی از ایران ( پیش دبستانی مدرسه زینبیه اشتهارد)
+ نویسنده مجید عینی در پنجشنبه چهارم دی 1393 |
+ نویسنده مجید عینی در چهارشنبه سوم دی 1393 |
برکات و اعمال ماه ربیع الاول
 
 
برکات و اعمال ماه ربیع الاول ماه "ربیع الاول" همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها می باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و می توان ادعا کرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتی مانند آن به خود ندیده است .


ادامه مطلب
+ نویسنده مجید عینی در چهارشنبه سوم دی 1393 |
 خدایا...
+ نویسنده مجید عینی در چهارشنبه نوزدهم آذر 1393 |
کربلا...
+ نویسنده مجید عینی در شنبه پانزدهم آذر 1393 |
 ما عاشقیم....
+ نویسنده مجید عینی در سه شنبه یازدهم آذر 1393 |
 اول تزکیه...
+ نویسنده مجید عینی در شنبه هشتم آذر 1393 |
خدایا کربلا میخوام...
+ نویسنده مجید عینی در چهارشنبه پنجم آذر 1393 |
 عشق من
+ نویسنده مجید عینی در سه شنبه چهارم آذر 1393 |
 خوش باوران به شیطان اینگونه آبرویشان می رود ...
+ نویسنده مجید عینی در دوشنبه سوم آذر 1393 |
حسن زاده آملی حفظه اللهافسران - #حسن زاده آملی حفظه الله
 
 
+ نویسنده مجید عینی در شنبه یکم آذر 1393 |
 

تصویر: ماشین عروس به سبک بسیجی !
+ نویسنده مجید عینی در سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 |
+ نویسنده مجید عینی در یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 |
زنگ خطر

 

+ نویسنده مجید عینی در چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 |

هرکسی از مردم اشتهارد سخنان«آیت الله میرزا حبیب الله عسگری(ره)»

 

را  در پای منبرش شنیده ، از بیان جاذب و گفتار علمی و عمیق و تبحر

او در هر رشته ای سخن می گوید .

 

 



ادامه مطلب
+ نویسنده مجید عینی در سه شنبه بیستم آبان 1393 |

خیال کن شب و ماه تمام هم باشد
به روی نیزه سر یک امام هم باشد
...

 



ادامه مطلب
+ نویسنده مجید عینی در دوشنبه نوزدهم آبان 1393 |
سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد

حالا تصور کن به دستش هم، سری باشد


 



ادامه مطلب
+ نویسنده مجید عینی در شنبه هفدهم آبان 1393 |

 

+ نویسنده مجید عینی در دوشنبه پنجم آبان 1393 |
+ نویسنده مجید عینی در دوشنبه پنجم آبان 1393 |
+ نویسنده مجید عینی در یکشنبه چهارم آبان 1393 |
یا حسین...

+ نویسنده مجید عینی در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 |
شهید علی خلیلی
+ نویسنده مجید عینی در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 |
سفره خانواده ایرانی سال 1304
+ نویسنده مجید عینی در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 |
دستان عظیم...
 
روز مباهله ی پیامبر اسلام (ص) با مسیحیان نجران (سال 10 هجری قمری)


ادامه مطلب
+ نویسنده مجید عینی در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 |
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
+ نویسنده مجید عینی در شنبه پانزدهم شهریور 1393 |
کاش باز هم در شلوغی حرم گم می شدم ...

 

آن روزها من دخترکی بودم که بخاطر همبازی شدن با کبوتران صحن
و سرایت و آب خوردن از سقاخانه ی ‏حرمت با آن کاسه‏ های
طلایی و قشنگ‏، تو را دوست می ‏داشتم.

آنچه از تو در خیال کودکانه ‏ام تصویر بسته بود، نوازش پرهای
رنگارنگ گردگیر خادمانت بود بر روی صورتم، و عطر بهشتی
گلابی که موقع زیارت، لباس هایم را خوشبو می‏ کرد.

بر روی شانه‏ های پدرم سوار می‏شدم تا از میان سیل جمعیتی که دور
ضریح زیبایت می ‏چرخیدند، دست های کوچکم را به
شبکه‏ های ضریحت برسانم و آن را ببوسم.

بعد که پدرم یک گوشه ‏می‏ نشست و با چشمانی خیس و صدایی
بغض کرده، زیارتنامه می‏ خواند، من لی‏ لی‏ کنان
روی سنگ‏ های صحن گوهرشاد بازی می ‏کردم

+ نویسنده مجید عینی در سه شنبه یازدهم شهریور 1393 |
نرم افزار فوق پیشرفته ی خدا
+ نویسنده مجید عینی در سه شنبه یازدهم شهریور 1393 |
توصیه ای از حاج آقا مجتبی تهرانی